سيد عبد الحسين الحسينى خاتون آبادى
7
وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى )
پادشاهى انوشيروان چهل و هشت سال بود و عام الفيل از ملك او چهل و دو سال گذشته بود و گروهى چهل گفتهاند . و سيف بن ذى يزن را نوشيروان بپادشاهى نشانيد و ملك يمن او را شد و خواست كه ملك شام براى او باشد و بروم ملكى بود قلطيانوش نام و با نوشيروان صلح كرد و بشام مرديرا پادشاه كرد نام او جبلة بن ايهم الغساني از فرزندان ملك غسان ، و شام بيشتر او را بود منذر را بملك عرب پادشاه كرد ، و ملك انوشيروان از عراق تا يمن پيوسته و صد و دو سال بر اين بودند . خبر مولود حضرت پيغمبر آخر الزمان صلى اللّه عليه و إله در عام الفيل كه ابرهه به خانه كعبه آمد روز دوشنبه دوازدهم شهر ربيع الأوّل ، در دار ابن يوسف ، و خواب انوشيروان در آن شب بود كه از كوشك آن چهارده كنگره بر زمين افتاد و انوشيروان كس پيش منذر فرستاد كه شخصى پيش من فرست تا خبر پرسم ، منذر عبد المسيح بن عمر غسانى را پيش او فرستاد و او از سطيح كاهن علم آموخته بود و آمد خبر آمدن پيغمبر عرب داد . پادشاهى هرمز بن انوشيروان و مدّت ملكش و سنّش ، در سال هشتم ولادت پيغمبر صلى اللّه عليه و إله انوشيروان بمرد و هرمز پادشاه شد ، و يازده سال از پادشاهى هرمز گذشت پادشاهان بر او گرد آمدند ، از تركستان ساسان بن خاقان ببلخ آمد ، و پادشاهى او را گرفت ، و از ارمنيه ملك خزران بيامد و هرمز بمداين بماند ، و بهرام چوبين را هرمز تعيين كرد كه برود و ملك رفته را بگيرد ، او رفت و پسر خاقان را كشت و بلخ بگرفت . مخالفت بهرام هرمز را و حرب باوى ، پادشاهى پرويز و حرب با بهرام چوبين رفتن بهرام چوبين بتركستان و ملك كردن او به حكم خاتون بزرگ ، پادشاهى پرويز علامات قدوم پيغمبر ما كه از آن حضرت پديد آمد در زمان پرويز . أوّل تواريخ قديمه زمان أوّل آدمى است كه مخلوق شده است ، و ميان اصناف اهل كتاب در تحديد آن تاريخ خلاف بسيار است . و تاريخ بعد از آن تاريخ طوفان اعظم است كه در زمان حضرت نوح عليه السّلام واقع شد و در آن نيز اختلاف است ، چه يهود از تورات و كتب تاليه آن استخراج نمودهاند